تبلیغات
بیوگرافی خوانندگان ترکیه
ورود شما عزیزان را به  وبلاگ بیوگرافی خوانندگان تركیه خوش آمد می گویم


¿Asena 2005
جمعه 6 آبان 1384

این هم یكی از همسران و رقاص مخصوص ابراهیم تاتلیسس

ONUR CAKMAK معروف به ASENA   كه

به تازگی آلبوم جدیدی وارد بازار كرده

قسمتی ازآهنگ برای نمونه قابل دانلود است .

  1. Sereserpe (Potpori)
  2. Oyun Zamanı
  3. Turk Elise
  4. Akustika
  5. Deep Fashion
  6. Beş Çayı
  7. Etarnal Flame
  8. Man In The Mirror

نوشته شده در جمعه 6 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ توسط : صابر
ویرایش شده در - و ساعت -


¿GOKHAN OZEN
چهارشنبه 4 آبان 1384

 Gokhan Ozen

بیوگرافی گوخان اوزن 

 در روز بیست و نهم ماه کاسیم (مطابق با ۱۰ آبان تا ۹ آذر) ۱۹۷۹ چشمانم را به روی

 دنیا باز کردم .سرنوشتم برای موسیقی نوشته شده بود بلکه .....

 چه کسی فکرشو میکرد از توی کوچه های قدیمی و حسرت خورده آنکارا سر از

 استانبول در بیارم , دور و بر موسیقی .....

 سوز جدایی از بدرقه کنندگانم و منتظر شدن برای اون اتوبوس اولیه (قدیمی) به راه هیچ

 کس نیومده , افتادم توی این شهر بزرگ ؛ با خودم می گفتم :" شاید تو این شهر تنها و

 غریب بشم " . دانه های اشک بی صدای افتاده از چشمانم انتقام خاطره هام بود.

 همچنین برای اومدنم تخمهای کاشته شده موفقیت رو باقطره های اشک خیس میکردم.

 به هر حال بر احساسات زیادم غلبه شد , در نتیجه این یک غریبه بود , اما از زمانی

 که قلم به دست گرفتم دیگه خودمو نگرفتم.

 مخصوص شدن اگه مثل یه شئ باشه رو نخواستم.میخواستم آنطور باشم که در آهنگهام

 صحبتهای نوشته شده ام رو به اندازه بزرگی دلم بریزم.

 جوری غریبه شدم که منحصر به فرد بود ....

 کارهایی رو که از روز تولدم تا به امروز انجام دادم :

 ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۶: دوران ابتدایی , راهنمایی , دبیرستان و بعد از اون سالهای مربوط به

 دانشکده آنکارا

 ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ : در اوپرا و نمایش دولت آنکارا و گروه موسیقی دسته جمعی خیلی

 بچه پر سرو صدا و فعالی بودم 

 ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳ : درT.R.T آنکارا و بچه های گروه T.S.M زیر دست استادان و

 هنرمندان خیلی با ارزشم در رادیو در گروه موسیقی دوام آوردم. برای من وضعیت

 موسیقی حقیقتا مثل توصیفهای دوران مدرسه بود. از استادان با ارزشم آقایان

 Sayın Özgen (GÜRBÜZ) , Sayın Cemil (UNCU) , Sayın Kemal

 (CANSER) نهایت تشکر رو دارم.

 ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ : در یک آن به نواختن گیتار کلاسیک روی آوردم و سالهایم را

 با نواختن های هدفدار پشت سر گذاشتم.( بعد از سالهای ۱۹۹۰ به بعد کار هدفدار

 با سازها رو شروع کردم و مستقیما به نواختن اونا اقدام نمودم )

 در سال ۱۹۹۶ : ستاره دانشگاه تکنیک استانبول و دانشکده دانشهای اقتصادی

 اداری , در قسمت سود اقتصادی , در استانبول پیشرفت کردم ( دانشگاه رو به

 خواسته های بزرگ دیگرم در استانبول ترجیح دادم و سود و منفعت طبیعی که

 از دانشگاه بردم رو یه تصادف نمیدونم )

 در سال ۱۹۹۷ : برنامه رادیویی Tatlises

 سال ۱۹۹۸ : در آکادمی استانبول گیتار کار کردم

 سال ۱۹۹۹ : برنامه زنده موسیقی  Best FM - Best TV

 ( GÖKHAN ÖZEN'LE CANLI CANLI )                  

 سال ۲۰۰۰ : اولین آلبومم به نام " ÖZELSIN "

 سال ۲۰۰۱ : دومین آلبومم بنام " DÜMAN GÖZLÜM "

 سال ۲۰۰۳ : سومین آلبومم به نام " CIV CIV "

 سال ۲۰۰۳ : زمانیکه در امتحان ورودی دانشگاه استانبول در سال ۲۰۰۳

 دانشجوی دانشکده فنی علوم شدم به قسمت روانشناسی راه یافتم ( رشته

 روانشناسی رو برگزیدم )

 سال ۲۰۰۴ : در ۱۴ شباط (مطابق با ۱۱ بهمن تا ۸ اسفند) ۲۰۰۴ روز مخصوص

 عاشقان سی دی خاطره انگیز" Her şeyde biraz sen varsin "

 " تو در هر شئ یه مقدار وجود داری "

 سال ۲۰۰۴ : و اینک آلبوم چهارمم به نام " ASLINDA "

 از این به بعد زمان عمرم رو با هوادارانم هستم و ائنا رو تنها نمیگذارم

     برای هوادارانم.....

                                                    GÖKHAN ÖZEN

نوشته شده در چهارشنبه 4 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ توسط : صابر
ویرایش شده در - و ساعت -


¿EBRU GUNDES
یکشنبه 1 آبان 1384

جزا                 Çeza Mi

آیا ناگهان سکوت حاکم شد        Susmu geldi aniden

بر روی لبانی که هرگز سکوت نمیکرد؟   Susmayan dudaklarina

آیا ناگهان قهر و جدایی آمد؟       Kusmu geldi aniden

از دلت.... ؟       Içinden , Içinden

آیا این جزا است ای یار؟ جزا است؟!     Çeza mi yar , Çeza mi

آیا همه اعمالت جزا است؟       Yaptiklarim Çeza mi

اگر میخواهی مرا بکش....    Ister sen öldür beni

اما هرگز سلامت را از من قطع نکن    Kesme sakin selami

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ توسط : صابر
ویرایش شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ


¿mahsun
شنبه 30 مهر 1384

Vefasiz   بی وفا   2004

Bir vefa bekleme geçen zamandan انتظار وفا از روزگار گذشته نداشته باش

Mevsimler vefasız yıllar vefasız فصلها بی وفا،سالها بی وفا

Bir umut bekleme منتظر یک امید نباش

Sevdadan aşktan از عشق، از دوستی

Seviyorum diyen diller vefasız زبونهایی که میگن دوست دارم،بی وفا هستند

Gün gelir göِnülde solar çiçekler داره روزی می رسه که گلها درون دل می خشکه

Yalana karışır bütün gerçekler تموم حقایق با دروغ آمیخته میشه

Sevenler gideni boşuna bekler عاشقها بیهوده انتظار رفتگان را میکشند

Yolcular vefasız yollar vefasız مسافران بی وفا و راه ها بی وفا

Bir dünya düşünki vefadan yoksun بفهم که دنیا خالی از وفاست

ömrünü verdiğin dostlar vefasız دوستانی که عمرت رو پاشون گذاشتی بی وفایند

Bir hayat düşünki sevgiden yoksun بفهم که زندگی خالی ازمحبته

Canını verdiğin canlar vefasız کسانی که براشون جون دادی، بی وفایند

Gün gelir göِnülde solar çiçekler داره روزی می رسه که گلها درون دل می خشکه

Yalana karışır bütün gerçekler تموم حقایق با دروغ آمیخته میشه

Sevenler gideni boşuna bekler عاشقها بیهوده انتظار رفتگان را میکشند

Yolcular vefasız yollar vefasız مسافران بی وفا و راه ها بی وفا

دوستان این هم لینک کلیپ Vefasiz

http://www.geocities.com/klfe2002/Vefasiz.wmv

نوشته شده در شنبه 30 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ توسط : صابر
ویرایش شده در شنبه 30 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ


¿mahsun
جمعه 29 مهر 1384
 

                                          

 (Saygimdan (2004 از روی احترامم

Dünyaya yeniden bir deha gelseydim

اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم

Bir değil bin defa seni severdim تورایك بار نه بلكه هزار بار دوست می داشتم

Yolumuz ayrıldı seni öِzledim راهها مان جدا است ومن دلتنگ تو هستم.

Ne kavgalar ettik چه نزاع های کردیم

Sustuk kaldım ah sustum kaldım زندانیم آه ساکت ماندم

Saygımdan از روی احترامم

Başımı eğdim, konuşmadım سرم را خم کردم و صحبت نکردم

Hırsımdan از روی حرسم

Duvarlara yumruk attım بر دیوار ها مشت می زدم

Aşkımdan از روی عشقم

Yüreğime taş bastım sevgimle سنگ بر روی دل گذاشتم بخاطره عشقم

Sevgimle عشقم

Başımı eğdim, konuşmadım سرم را خم کردم و صحبت نکردم

öfkemden از روی عصبانیت

Duvarlara yumruk attım بر دیوار ها مشت می زدم

Derdimden از روی دردم

İçtim içtim avunadım sevgimle نوشیدم نوشیدم جهت تسکینم عشقم

sen benim gök yüzüm تو آ سمان من هستی.

Ben bastığın toprak من خاک زیر پاتم

Ben sana mecnunum من مجنون تو هستم.

Ben sana tutsak من  زندانی توهستم

Sen benim evrenim تو دنیای من هستی

Beni içinde kaçan از درون فراری هستی

Ne yaptıysan bana چه کاری با من کردی

Sustum kaldım ah sustum kaldımساكت ماندم آه ساکت ماندم 

دوستان لینك دانلود ترانه

http://www.geocities.com/klfe2002/Saygimdanemremix.mp3

نوشته شده در جمعه 29 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ توسط : صابر
ویرایش شده در شنبه 30 مهر 1384 و ساعت 11:10 ق.ظ


¿MAHSUN KIRMIZIGUL
پنجشنبه 28 مهر 1384

 

بیوگرافی ماهسون کیرمیزی گول:

هر آدمی که زندگی می کنه دارای یک رویا یک زندگی نامه و یا یک رمان هست. مال یکی حزن آور ویکی پرنشاط ویکی زندگی تاریکی داره. هر انسانی از تاریکی می آد وبه تاریکی می ره. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی من رو می تونید پیدا کنید.

مادرم فاءقه آریک و پدرم چرکزبازنجیر در یک بیمارستان دولتی در بینگل با هم آشنا میشن وازدواج می کنن.مادرم از شوهر قبلی خودش دارای سه فرزند و از دیگر شوهرش صاحب یازده فرزند شد که اونها رو تا حد جدایی پیش برد. مادرم من رو چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به دیار بکر کوچ کرد.چهارمین و آخرین بچهء خودش رو به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.

دیاربکر:

به عبارتی دیگر دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقهء گسترده تمدن انسانیت با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین ضیاءگوکالپ ها وعلی امری ها- سلیمان نظیف ها و احمد عارف ها و سرزمین بلبل ترانه ها جلال. دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمین پر غرور.

در منطقهء عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعا" یک اتاق داشت به دنیا اومدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و منو مثل برادر تنی خود بزرگ کردند.من شوکت پدری رو از اونها دیدم چون اصلا" پدرم رو نمی شناختم. اولین بار پدرم رو یه دفعه در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم رو تنها در اون زمان می تونستم ببینم. دوره ابتدایی رو در مدرسه ابتدایی سلیمان نظیف و دوره راهنمایی رو در مدرسه علی امری و دبیرستان رو در مدرسه جمهوریت دیار بکر خوندم.

شروع موسیقی:

پسر خاله ام آیخان باران در بین آقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زد. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری رو که یاد گرفته بودم خوندم. آیخان تحت تاثیر صدام قرار گرفت.از اون روز به بعد آیخان کار مداوم رو با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من رو می خواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت.در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها رو پرورش می دادم. به سختی می تونستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد یا دکتر ویا یک هنرمند.

در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم رو آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس ( محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای منو خیلی پسندید و منو به استانبول دعوت کرد.برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت روبه اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در در چنین کلان شهری چه کسی می دونه که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم.زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.

استانبول:

جایی که همسایه همسایه رو نمی شناسه ، آدم آدم رو نمی شناسه،این شهر استانبوله. چطور ساکنان استانبول به اونجا کوچ کردند و اومدند هم ترسناکه هم پر رمزو راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی اون رو هیچکس به درستی نمی دونه.

آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه اومد.

5سال تموم گذشته بود. در این مدت خونه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود.این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه البوم و هرچه زیبا شدن کارهام در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم. دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.

سالهای کنسرواتوری:

مکان اجرای موسیقی. اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.

در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشن مسوول موسسه های آموزشی بشن.

بازگشت به موسیقی:

در سال92 با حلمی توپ اوقلو آشنا شدم که به من پیشنهاد یه البوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم نامی عالم بویسا کار حرفه ای خودم رو آغاز کردم.

ورود به صحنه:

در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.

اولین سریال:

در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا رو در چند قسمت کار کردیم.

در سال 93 بود که مصمم شدم به:

1- صلح،دوستی،برادری،ساخت اثری جهت محبت،با هم بودن ،دین،زبان،مذهب،یه دید سیاسی جداگانه.

2- با عصر تکنولوژی همراه شدن.

3- یک موزیسین تولید کننده و مدیروسازمان دهنده باشم.

4- سرمایه گذاری برای موسیقی.

5- نمونه کامل یک هنرمند بودن.

6- دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم ساختن.

7- با زنان به برنامه نیامدن.

8- تصدیق اولین ها. (آماتور ها)

9- به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قایل شدن.

.

سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یک مجادله در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذروندم

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر 1384 و ساعت 12:10 ب.ظ توسط : صابر
ویرایش شده در جمعه 29 مهر 1384 و ساعت 12:10 ب.ظ


|رفتن به بالای صفحه